تبليغاتX
گوناگون
HOME
صفحه اصلي
Desing Teamplate طراح قالب Contact us
تماس با ما
Hosting
هاستینگ

منو كاربري


آرشيو مطالب

نويسندگان

نویسنده وبلاگ

آبی

سایر همکاران
<-AuthorName->

نظر سنجي

جستجوي "لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!


لينك روزانه

آخرين مطالب

فهرست

صفحه نخـــــست
خـــانه كردن وب
پـست الکترونیک
هاستینگ
RSS
تماس با ما

موضوعات

پيوند وبلاگ

IT بلاگ
گل وحشی
اورنج دیز (زرين رستمي‌وند)
احمد جلالی فراهانی
نرگس حبیبی
یوسف حیدری
تابش
شبنم
نگار
مهسا
جاويد
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

آمار سايت

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:

وضعيت مدير در ياهو

طراح قالب


www.TakTemp.com
سکوت سرنوشت

نمي‌دونم چي و چطوري بنويسم، اما اين‌رو خوب مي‌دونم كه دوست دارم بنويسم و فرياد بزنم و صداي فريادم تا به عرش خداوند متعال برسه. قربونش برم خدا رو كه بهترين بهانه بودن رو به من داد و بعد شيطان با رفتار و كردارش باعث شد كه اون فرشته رو از دست بدم. به خدا كه خيلي بي‌انصافيه من از تمام وجودم جدا بشم و به ديار عدم و بي‌كسي برسم. من و اون مثل دو تا پرنده بوديم، اما حالا چي، من مثل يك پرنده پر كنده در حال جون كندن هستم و اون رو نمي‌دونم چيكار مي‌كنه. خيلي دوست دارم بدونم كه در چه وضعيت، اصلاً به من فكر مي‌كنه يا نه، بعد از ارتباطي آنچناني حالا من دارم در غم از دست دادنش مي‌سوزم، اما نمي‌دونم اون چيكار مي‌كنه، اصلاً براش مهمه يا نه، راحت از كنار اين موضوع گذشته. به هر صورت حالا ديگه من موندم و تنهايي‌هام، من موندم و يك دل عاشق و شيدا ولي سرگشته و دل‌شكسته. اما خوب ظاهراً اين مصلحت منه و من بايد با اين وضعيت بسوزم و بسازم. من هم خدا رو شكر مي‌كنم و تن به سرنوشت مي‌سپارم، اما تو رو خدا برام بنويس كه تو چيكار مي‌كني.

اي كاش گذشته تكرار مي‌شد و من مي‌دونستم كه چطور رفتار كنم تا اون فرشته زيبا و مثال‌زدني رو از دست ندم. دوستت دارم به خدا از توي دلم تا پيش خدا محبوبم، معشوقم، اميد شب‌هاي تيره و تارم و تو رو به خدا مي‌سپارم و منتظر جوابت مي‌مونم.



نوشته شده توسط آبی | لينک ثابت |در ساعت19:41|
در سوگ عشق

خيلي وقت‌ها دوست دارم خودم رو فراموش كنم، خيلي وقت‌ها دوست دارم گذشته رو فراموش كنم، اما وقتي به خودم ميام، مي‌بينم كه گذشته جزئي از وجود منه و من نه تنها بايد به گذشته‌ها فكر كنم، بلكه فكر مي‌كنم كه گذشته زيبا و دوست داشتني من در بعضي از مواقع آنقدر جذاب و زيباست كه تنها به اين گذشته جالب فكر مي‌كنم و دوست دارم مثل يك نوار تكراري اين قسمت‌هاي زيباي گذشته من تكرار بشه تا من از اين جهان فاني رجعت كنم و خودم رو به دست خدا بسپارم.

به تو مي‌گويم، به تويي كه ستاره فناناپذير آسمان عشق مني

به تويي كه تا قيام و قيامت بهتر و ملموس‌تر از تو نخواهم يافت

آسمان آبي عشق من فقط متعلق به توست

تويي كه تمامي تار و پودم رو در وجود خودت مغروق ساخته‌اي

دست ياري زجهان از تو مي‌جويم و بس

بوي عشق و شادي زجهان از تو مي‌بويم و بس

در اين جهان زيبا كه زيبايي خود را از وجود تو گرفته

تنها به تو مي‌انديشم و تو را مي‌خواهم

گريه امانم نمي‌دهد و ديگر توان نوشتن نيست

و تنها به خودم و تو مي‌انديشم و تو را از خدا مي‌طلبم

و ديگر هيچ



نوشته شده توسط آبی | لينک ثابت |در ساعت18:23|
اشک شقایق

كاشكي بودي و مي‌ديدي اشك چشمان شقايق

كاشكي بودي و مي‌ديدي لب لرزان شقايق

كاشكي بودي و مي‌ديدي تن تب‌دار و مريضم

در غم ديدن رويت، فارغ از جان دقايق

كاشكي بودي و مي‌ديدي خسته از كار جهانم

خسته از روح و روانم، من به دنبال حقايق

كاشكي بودي و مي‌ديدي كه چرا خسته‌ترينم

در فراغ روي ماهت من به دنبال شقايق



نوشته شده توسط آبی | لينک ثابت |در ساعت17:40|
يا اباصالح‌(عج)

يا اباصالح سلامت مي‌كنم

جان خود را من فدايت مي‌كنم

بر تو دارم من پيامي اي امام

هستي‌ام را من نثارت مي‌كنم

درد دل دارم، به فريادم برس

با دل خون من نگاهت مي‌كنم

جان بي‌ارزش ندارد قابلي

عمر خود را من فدايت مي‌كنم

مرحمش ده آن عزيز خسته را

عشق خود را من وفايت مي‌كنم

مرحم زخمش تويي اي نازنين

نور چشمم خاك پايت مي‌كنم

دم بده همچون مسيح بر آن عزيز

نذر خود را من ادايت مي‌كنم



نوشته شده توسط آبی | لينک ثابت |در ساعت15:39|
طلوع بهار

طبيعت دوباره مي‌رويد

زيبايي‌ها از نو مي‌آيند

چهره‌هاي مه‌سيرت و پنهان

از نو مي‌آيند با ترنم بهاران

رقص پرندگان در بارش باران

احاطه گلها در تشعشع خورشيد

وه كه چه زيباست دوست داشتن

طواف كردن طيف ماه در شب

پروانه‌اي در آسمان عشق

با خود سرود بهار سر مي‌دهد

شادترين ترانه‌ها

زيباترين كلمه‌ها

بوي خوش‌ترين گلها

نازك‌ترين احساسات

طراوت سبزي بهار

شيرين‌ترين شهد نوشين

طلوع طبيعت تازه

بر تو باد اي مهربان نازنين



نوشته شده توسط آبی | لينک ثابت |در ساعت15:15|
قرار با حسين‌(ع)

مرا امشب قرار با آن حسين است

تو گفتي در دلم آن شور و شين است

قرارم با حسين، شاه جهان است

پناه بي‌پناهان آن حسين است

تو گفتي آن حسين عاشق‌ترين است

حسين فرزند زهرا نور عين است

حسين آقا و سرور بر زمين است

جهان در زير پاي آن حسين است

بدان آب روان شرمي‌ترين است

لب تشنه فقط مال حسين است

حسين آن شاه عاشق بي‌بديل است

جهان را پادشاهي با حسين است

شهادت شهد شيرين خدايي است

شهادت آرزوي آن حسين است

كمال آدمي رستن زدنياست

زدنيا دل بريدن از حسين است

جهان از بودن من بس غمين است

قرار و التماسم با حسين است



نوشته شده توسط آبی | لينک ثابت |در ساعت23:46|
سنگ صبور

من از آن شيشه‌دلانم كه به سنگ مي‌شكنم

تو هم آن سنگ صبوری كه دلم مي‌شكني

منم آن سنگ صبورت، كه تو را مي‌طلبم

تو هم آن موج خروشان كه مرا مي‌شكني

منم آن غنچه بي‌خار، كه زخار بي‌خبرم

تو هم آن خار بیابان كه تنم مي‌شكني

منم آن ماهي دریا كه هوا مي‌طلبم

تو هم آن کوسه وحشي كه مرا مي‌شكني

منم آن شاهد زیبا كه زتو بي‌خبرم

تو هم آن طالع نحس كه جگر مي‌شكني

منم آن واله و شیدا كه به‌دنبال توام

تو هم آن جغد خرابات كه صدا مي‌شكني



نوشته شده توسط آبی | لينک ثابت |در ساعت12:13|
التماس از زينب‌(س)

تو را اي زينب كبري، من امشب چشم در راهم

تو رخ بنماي بر من، بهايم ده تا كني شادم

كنون من بي‌تو بي‌تابم، شرر افتاده بر جانم

رهايم ده از اين حالم، نظر كن تا كني شادم

تو اي زينب، تو اي خانم، تو را من چشم در راهم

تو باور كن مرا بي‌بي، نظر كني تا كني شادم

تو اي زينب، قسم بر پيكر خونين عباست

حلالم كن مرا بي‌بي، نظر كن تا كني شادم

تو اي زينب، قسم بر آن برادر، آن حسينت

مرا مگذار تنها، نگاهم كن تا كني شادم

قسم بر آن لب تشنه، قسم بر ناله زينب

نجاتم ده، به من بنماي آزادي تا كني شادم

من امشب با تمنا، به فريادم برس زينب

بيا امشب، بيا بي‌بي، نظر كن تا كني شادم

دلم خسته از اين بازي، از اين فرياد بي‌فردا

حسينت را كنم شافي، نظر كن تا كني شادم



نوشته شده توسط آبی | لينک ثابت |در ساعت9:50|
فصل جدايي

  بوي جوي موليان آيد همي

آتش از آن خيمه‌گاه آيد همي

سينه‌ام غرق گناه مي‌سوزدم

داغ آن بيچارگي آيد همي

خسته از كار جهان درمانده‌ام

روز فصل از زندگي آيد همي

كارم از غصه سراسر پر شود

جنبش فصل خزان آيد همي

دارم از اين غصه پرپر مي‌شوم

جوي خون از آسمان آيد همي

شادي از من رويگرداني مي‌كند

بوي باروت در دِماغ آيد همي

كار دنيا را ببين چون مي‌كند

خستگي از بيكران آيد همي

مادر از غصه پريشاني كند

اشك چشمش با جفا آيد همي

حيف از آن قصه كه پرپر مي شود

تلخي زهر در دهان آيد همي

قصه زيباي آن سرزندگي

تلخ شد و بازندگي آيد همي

وقتي از من رخت بربست ياد خدا

در پي‌اش درماندگي آيد همي

درد بي‌درمان برآيد از دلم

غصة آن بي‌كسي آيد همي

از خدا دارم اميد زندگي

بوي بخشش از خدا آيد همي

چاره جز مردن ندارم پيش‌روی

مرگ من با خستگي آيد همي



نوشته شده توسط آبی | لينک ثابت |در ساعت14:54|
شب رؤيايي

دوش ديدم مه‌رويي ابروكمان

چشم او همچو دو چشم آهوان

گفتمش اي نازنين، به كجا هستي روان

نظري كن به ما اي نامهربان

پاسخم داد چنين و چنان

گر مي‌خواهي طاووس هندوان

بايدم در پي آيي دوان دوان

گفتمش آيم، گر تو خواهي مهربان

طي كنم هر نقطه و هر مكان

گر تو مرا خواهي اي نازك‌زبان

رفت و رفت مانند پروانه در آسمان

چشمش ربود قلبم در آن مكان

گفتمش گر ستاره شوي در آسمان

خواهمت اي نازنين اي مهربان

همچو آرش آيم با تير و كمان

آرمت به دست با هرچه توان

ديدمش چون رعدي غريد در آسمان

نوري شد بي‌نهايت گرم و سوزان

تيره و تار شد هوا در يك دم، ناگهان

بوسه‌اي زد چون تير در كمان

قلبم آتش گرفت، سوختم، شدم لرزان

رفتمش در پي همچو صاعقه در يك آن

گرفتم آن زيباروي را با شوق نهان

زدم بوسه‌اي همچو برق ناگهان

بر آن لبان پرعطش و سوزان

سوختم و آتش گرفتم، همچو پروانگان



نوشته شده توسط آبی | لينک ثابت |در ساعت19:31|

Copyright © 2008

www.TakTemp.com & www.J28.ir & www.J28.biz طراح قالب گروه آموزشي و طراحي تك تمپ